عواقب مقایسه

دختر دو‌ساله‌ام بدو بدو وارد اتاق می‌شود و با هیجانی که صدای کودکانه‌اش را دربرگرفته می‌گوید: من لقمه‌هامو تموم کردم. با فاصله‌ای اندک پسر ۵ساله‌ام در چهارچوب در نمایان  شده و می‌گوید: من زودتر از اون تموم کرده بودم. دخترک چهره‌اش در‌هم می‌شود و می‌گوید: نخیر من زودتر تموم کرده بودم. همیشه همین‌گونه است، تا بخواهی در مورد خصوصیات مثبت یکی تعریف کنی دیگری سعی در سبقت، بلافاصله خود را رسانده و در تلاش است به هر نحوی بهتر بودن خود را اثبات کند.

می‌گویم بچه هستند و نیاز به تشویق و تمجید هر لحظه در درونشان در حال جوشیدن و قل‌قل کردن است. اما سوالی که ذهنم را پر می‌کند: مگر با بزرگ شدن تغییری صورت می‌گیرد؟! جوابی که می‌گیرم: نخیر، فقط چیزی که تغییر می‌کند مربوط به صراحت امر است، اینکه در کودکی خیلی راحت و صریح احساسات در لحظه بیان می‌شود اما در بزرگسالی خیلی راحت می‌تواند پنهان شود.

انسان همیشه در حال رقابت است، از همان زمانی که می‌فهمد موجودیت دارد، آنچه که مهم است چگونگی پرورش دادن این حس است، که اگر از همان دوران کودکی به درستی هدایت شود تبدیل به رقابت سازنده خواهد شد اما هر گونه سهل‌انگاری در این امر تبدیل به حسادت شده و حالت بیمار‌گونه به خود خواهد گرفت.

خانواده است که در این مورد نقش به سزایی بر عهده دارد، وقتی کودک از همان خردسالی مورد مقایسه قرار می‌گیرد و کارآمدی‌‌های خواهر و برادر، یا همسن‌هایش با عنوان یک ویژگی منحصربفرد برای او پررنگ می‌شود، اینجاست که عزت‌نفس پایین آمده، به مرور زمان رقابت سازنده تبدیل به حسادت می‌شود، و در مقام اخلاقیات موجب می‌شود تا شخص از درون دچار افسردگی و حقارت و خشم شود چرا که مدام در حال مقایسه‌ی خود با دیگران است.

1 پاسخ به “عواقب مقایسه”

  1. ویدا جانم سلام
    امشب خیلی اتفاقی سایتتو دیدم و چند مطلب خوندم.
    خیلی لذت بردم از قطعه‌هایی که نوشته بودی.نگاهت به زندگی من رو شگفت‌زده کرد.
    قلمت و سایتت مانا باشن و پایدار.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *